مرحوم مغفور حاج محمد کاظم دومین فرزند حاج محمد موسی تاجر طهرانی و فاطمه خانم است
تولد:
ایشان حدود سال ۱۲۳۸ خورشیدی در تهران به دنیا آمده اند. با توجه به این که ناصرالدین شاه قاجار در ۲۲ شهریور ماه سال ۱۲۲۷ خورشیدی به سلطنت رسیده در حقیقت تولد حاج محمد کاظم مقارن با اوایل دهه دوم سلطنت ناصرالدین شاه، چهارمین شاه سلسله قاجار بوده است .
شرح زندگی:
دوران زندگی حاج محمد کاظم مقارن با سلطنت چهار شاه سلسله قاجار یعنی ناصرالدین شاه (از ۱۲۲۷ تا ۱۲۷۵)، مظفر الدین شاه (از ۷۵ ۱۲تا ۱۲۸۵)، محمد علی شاه (از ۱۲۸۵ تا ۱۲۸۸) و احمد شاه (از ۱۲۸۸ تا ۱۳۰۴) و اوایل سلطنت رضا شاه (از ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰) بوده است.
منزل مسکونی حاج محمدکاظم قندی دربازارچه نایب السلطنه کوچه روبروی حمام قبله و در مسیر مسجد ملاجعفر در بن بست دوم دست چپ قرار داشت . مسجد ملا جعفر بعدها مسجد و مدرسه علمیه آیت الله شیخ احمد مجتهدی تهرانی گردید.
بازارچه نایب السلطنه
بازارچه نایب السلطنه واقع در منطقه ۱۲ تهران که اخیرا تحت عنوان کوچه شهید علی اصغر آل آقا نامگذاری شده، یکی از قدیمی ترین محله های تهران است که یک سوی آن به خیابان ری و سوی دیگر آن به خیابان مصطفی خمینی و سه راه سیروس می رسد. احداث بازارچه نایب السلطنه به کامران میرزا نایب السلطنه پسر ناصر الدین شاه منسوب است و طول آن به حدود ۲ کیلومتر می رسد. سرتاسر این بازارچه در گذشته دارای سقفی از تیرچه های چوبی و ورق های آهنی بوده. بازارچه متشکل از خانه ها، دکان ها و گذر ها میباشد. درگذشته، این بازارچه از سمت غرب با گذر از حمام خانوم و کوچه افشارها به گذر سرپولک و راسته اصلی بازار میرسیده و از سمت شرق به دروازه دولاب و روستای دولاب و جاده منتهی به طبرستان و خراسان ختم میشده است.

شغل حاج محمدکاظم تجارت بوده و از بادکوبه (باکوی امروزی مرکز جمهوری آذربایجان) که جزو قلمرو روسیه تزاری بوده قند وارد می کرده و در سراسر ایران توزیع می کردند. همچنین کالاهایی نظیر خشکبــــار را به روسیـه صــادر می کردند. حاج محمد کاظم هم به واسطه پدر و پدر بزرگشان که تاجرانی سرشناس بوده اند و هم به واسطه محسنات بیشماری که خودشان داشته اند از تجار درجه یک زمان خودش محسوب می شده است. وی به حاج محمد کاظم تاجر طهرانی مشهور بوده است.
اوج فعالیت تجاری ایشان از اواخر سلطنت ناصر الدین شاه شروع و تا پایان پادشاهی سلسله قاجار ادامه داشته است. لباس ایشان، در عکسهای باقیمانده از ایشان لباس متداول تجار بازار تهران در آن زمان است. دستاری که تجار بازار در آنزمان، بر سر داشتند، کوچکتر از عمامه علما و به رنگ شکری با گلهای ریز طلایی بوده که به “عمامه شیر شکری” معروف بوده است. تجار بازار، بعداز خواندن کتاب “المکاسب” شیخ مرتضی انصاری نزد علما اجازه بر تن کردن این نوع لباس را پیدا میکردند.
ایشان علاوه بر مشغله کار تجاری خود، مدتها مسؤلیت موقوفه حاج محمد موسی تاجر طهرانی را نیز بعهده داشتند:
پس از فوت حاج محمد موسی تاجر طهرانی در سال ۱۲۷۳ خورشیدی؛ فرزند ارشد ایشان (حاج محمد علی) بمدت ۹ سال و تا زمان فوتشان در سال ۱۲۸۲ تولیت موقوفه را بعهده گرفتند. پس از وی؛ تولیت به حاج محمد کاظم قندی رسید که ایشان بمدت ۲۴ سال (از ۱۲۸۲ تا زمان فوتشان در سال ۱۳۰۶ خورشیدی) این مسؤلیت را بعهده داشتند. طبق وقف نامهِ حاج محمد موسی تاجر طهرانی؛ اقامه عزا داری امام حسین (ع) و رسیدگی به امور نیازمندان در خاندانشان اهداف اصلی ایشان در وقف بوده است. حُسن انجام این مهم بر عهده تولیت موقوفه است که مرحوم حاج محمد کاظم در این راستا بسیار کوشا بوده اند.
حاج محمد کاظم باتفاق برادر بزرگترشان (حاج محمد علی) از محل باقیمانده ثلث ماترک والدشان (مرحوم حاج محمد موسی تاجر طهرانی) در سال ۱۳۱۷ قمری (۱۲۷۸ خورشیدی) چند باب مغازه را خریداری و همراه منزل مسکونی حاج محمد علی به موقوفه حاج موسی الحاق نمودند:

انتخاب نام فامیل
تا صد سال قبل؛ نه خبری از سجل و شناسنامه بود و نه سازمانی که تولد و مرگ و ازدواج و طلاق را ثبت کند وجود داشت. به جای آن، روحانیون، ریش سفیدان محله یا بزرگان قوم بودند که تا قبل از رواج شناسنامه به سبک اروپایی ها، وقایع تولد را ثبت می کردند. نوشتن تاریخ تولد پشت قرآن یکی از همین نمونه ها می باشد. در تاریخ سوم اسفند ۱۲۹۵ به پیشنهاد “نصرت الدوله “وزیر دادگستری، تصویب نامه ای درباره ثبت احوال از نظر دولت گذشت که مقرر شد از تاریخ پانزدهم آذر ۱۲۹۸ شمسی برای گرفتن تعرفه انتخابات، گذرنامه، جواز حمل و نقل، اقامه دعوی و گرفتن حواله پولی، از اشخاص مطالبه سجل احوال بشود. حاج محمد کاظم که به “تاجر طهرانی” مشهور بود، اواخر سال ۱۲۹۷ خورشیدی و در زمان حکومت احمد شاه با مراجعه به اداره سجل احوال در وزارت داخله برای خود و خانواده اش وهمچنین برای تعدادی از خواهر زاده هایش سجل میگیرد و به تاسی از شغل خود نام فامیل همگی را ” قندی” انتخاب مینماید. (اولین سجل در ایران، با شماره یک در تاریخ ۱۶ آذر ۱۲۹۷ خورشیدی در بخش ۲ تهران و برای خانمی بنام فاطمه ایرانی صادر شده است)
در دو سند قدیمی زیر که در بخش “اسناد قدیمی” همین متن دیده میشوند، از ایشان بنام حاج محمد کاظم تاجر طهرانی یاد شده است.
خصوصیات اخلاقی
مرحوم حاج محمدکاظم خصوصیات اخلاقی فوق العاده ای داشتند. ایشان در ماه های رمضان ، مواقع افطار در منزل سفره افطار آماده می نمودند و خود در سرکوچه و محل عبور افراد می ایستادند و هر رهگذری را فارغ از شغل و مقام و موقعیت اش برای افطار دعوت می کردند همچنین شبهای جمعه آبگوشت تهیه می دیدند و بین مستمندان توزیع می کردند. ( * )
حاج محمدکاظم همیشه در جیب خود چند تخم مرغ پخته داشت و در مسجد وقتی بچه ای را می دید که برای نماز و یا دیگر شعائر مذهبی آمده است؛ یکی از این تخم مرغ ها را از جیب در می آورد و روی زمین به سمت آن بچه قل می داد. یعنی برخلاف افرادی که معمولا بچه ها را دعوا می کردند ایشان هم با دادن تخم مرغ پخته که قاقالی لی آن زمان بوده و هم با قل دادن آن که مقدمه ای برای بازی با بچه بود آنها را برای حضور در مسجد با عمل نیک خود تشویق می کرد.
وقایع تاریخی دوران حیات حاج محمد کاظم قندی:
دوران زندگی حاج محمد کاظم مقارن با چندین واقعه سیاسی بوده است که مهمترین آن ها بترتیب وقوع، عبارتند از :
– نهضت تنباکو ( ۱۲۷۰ و ۱۲۷۱خورشیدی)
– ترور ناصرالدین شاه (۱۲۷۵خورشیدی)
– صدور فرمان مشروطیت ( ۱۲۸۵خورشیدی)
– دوران استبداد صغیر(۱۲۸۷ و ۱۲۸۸خورشیدی)
– انقلاب کبیر روسیه (۱۲۹۶ خورشیدی)
– کودتای رضا خان ( ۱۲۹۹خورشیدی)
– تغییرسلسله سلطنت از قاجاریه به پهلوی (۱۳۰۴ خورشیدی)
در رابطه با تجارت ایشان دو واقعه مهم رخ می دهد که هر دو بر کسب و کار و زندگی ایشان موثر بوده است.
واقعه اول : فلک شدن تجار قند به دست علاءالدوله حاکم تهران
در منابع تاریخی در مورد این واقعه نوشته شده :
” گران شدن قند در رمضان سال ۱۳۲۳ ه.ق (پاییز ۱۲۸۴ خورشیدی) منجر به حرکتی تاریخی ای شد که جریانهای بعدی راه را برای مشروطه و اسلام خواهی در ایران جدید گشود. وقتی قند در رمضان سال ۱۳۲۳ هـ.ق گران شد و والی تهران دستور به فلک کردن تجار معتبر و با آبروی تهران را داد، هیچ کس فکر نمیکرد که چند سال بعد این غائله، شکل حکومت از سلطنت مطلقه به سلطنت مشروطه تغییر نماید. در فرایند شکل گیری این رویداد تاریخی و پس از به فلک کشیده شدن تجار، پای روحانیت شیعه نیز به میان کشیده می شود”.
“روزهای آخر رمضان ۱۳۲۳ هـ.ق ( ۱۲۸۴ خورشیدی) در تهران، قند گران شد. گزارشهای تاریخی میگویند بهای آن از منی پنج قران، به هفت الی هشت قران رسید. علت این گرانی را جنگ روسیه و ژاپن در سال ۱۹۰۵ میلادی اعلام کرده اند، اما علت هرچه باشد، همین گرانی بهانه ای شد برای علاءالدوله والی تهران که با نظر عین الدوله صدراعظم وقت دستور دهد تا چند تن از بازاریان را که اعتراض هایی به سیاستهای ظالمانه مسیو نوز بلژیکی وزیر کل گمرکات ایران داشتند، فلک کنند. دود این آتش بعدها به چشم حکومت ایران رفت و خیلی چیزها را تغییر داد.”
” اگرچه پس از کشته شدن ناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی که آشکارا انگیزه خود را قطع ریشه ظلم و نتیجه تعلیمات سیدجمال الدین دانسته بود، کوشش بیشتر در روند مشروطه خواهی پیدا شد و شورش ها و اعتراضاتی در شهرهای ایران علیه مظالم حکومت رخ می داد اما شروع جنبش مشروطه را معمولاً از ماجرای گران شدن قند در تهران و در دوره مظفرالدین شاه ذکر میکنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان و دو تن سید را به جرم گران کردن قند به چوب بست. این کار که با تأئید عین الدوله صدراعظم مستبد مظفرالدین شاه انجام شد اعتراض بازاریان و روحانیان و روشنفکران را برانگیخت. اینان در مجالس و در مسجدها به سخنرانی ضد استبداد و درخواست برای تأسیس عدالتخانه یا دیوان مظالم پرداختند. خواست برکناری عین الدوله نخست وزیر و عزل مسیو نوز وزیر بلژیکی گمرکات و علاءالدوله حاکم تهران به میان آمد و اعتصاب در تهران فراگیر شد.”
علاءالدوله که از طرف عین الدوله صدراعظم مستبد مظفرالدین شاه به حکومت تهران می رسد در ابتدای کار خود گران شدن قند را بهانه کرده و تجار سرشناس قند را برای محاکمه فرا می خواند. از جمله تجار سرشناس حاج محمدکاظم بوده ولی چون پسر بزرگ ایشان همه کاره تجارتخانه بوده داوطلب می شود که به جای پدر به مقر حکومت برود ولی بعدا چون احساس می کردند ممکن است با تجار با اهانت برخورد شود قرار می شود تعدادی از دلال های قند به جای ایشان به مقر حاکم بروند . علاء الدوله نیز برای آن که در ابتدای حکومت ضرب شصت نشان دهد دستور فلک کردن آنان منجمله سید هاشم قندی را صادر می کند. (سید هاشم قندی نسبتی با حاج محمد کاظم نداشته و چون وی هم تاجر قند بوده؛ به “قندی” مشهور بوده است).
به زودی خبر فلک شدن تجار قند در شهر می پیچد و چون این افراد از محترمین بازار بوده و مورد وثوق مردم بودند، بازاریان مغازه ها را تعطیل کرده و اعتصاب شکل می گیرد و اعتراض مردم فراگیر می شود و تا صدور حکم مشروطیت و فرمان ایجاد عدالتخانه ادامه می یابد .
واقعه دوم : باطل شدن منات واحد پول روسیه تزاری توسط حکومت جدید پس از انقلاب اکتبر روسیه
از آن جا که تجارت حاج محمدکاظم با روسیه تزاری بود ، حاج محمد کاظم و فرزندش (حاج علی اصغـر که متصــــــدی امور تجارتخانه بود) ترجیح می دادند تا پول های خود را به منات روسی که ارز معتبر آن روزگار بوده نگه دارند تا بهتر بتوانند امور خرید و فروش خود را انجام دهند . اما با وقوع انقلاب کمونیستی در روسیه و سرنگونی تزار، دولت جدید دست به اقدام های انقلابی می زند و از جمله کلیه منات های رایج زمان تزار را باطل اعلام می کند. در پی این اقدام، چندین صندوق منات های تجارت خانه حاج محمدکاظم که در قبال صادرات خشکبار دریافت کرده بودند از اعتبار ساقط می شود و ضربه مالی شدیدی به تجارت خانه شان وارد می شود. این واقعه حدود سال ۱۲۹۶ خورشیدی رخ می دهد. بنا بر قولی پول باطل شده ایشان حدود نهصد و پنجاه هزارتومان آن روز بوده است .
علاقمندان میتوانند شرح کامل این دو واقعه و شرح تعدادی از وقایع مهم دیگر آن دوران را در بخش “وقایع تاریخی” همین سایت مطالعه فرمایند.
حاج محمد کاظم علیرغم معروفیت و نقش مهم اجتماعی و فعالیت های اجتماعی گسترده ای که داشته اند؛ همواره از مسائل سیاسی و دربار خود را کنار نگه داشته و کمتر آلوده این گونه امور شده است.

وفات:
با توجه به صورتمجلس تقسیم ماترک مرحوم حاج محمد کاظم طهرانی (قندی) که بتاریخ ۱۳ ربیع الثانی سال ۱۳۴۶ قمری (مطابق با ۱۷ مهر سال ۱۳۰۶) تنظیم شده است؛ میتوان نتیجه گرفت که ایشان در نیمه اول سال ۱۳۰۶ خورشیدی (در سنی حدود ۶۸ سال) از دنیا رحلت نموده اند.
ایشان در طی سفر آخرشان (اوایل سال ۱۳۰۶خورشیدی) که به اتفاق حاج محمدتقی قندی (خواهر زاده ایشان) و عده ای دیگرعازم عتبات گردیدند، بیمار شدند . پس از مدتی که کمی حالشان بهتر شد به اتفاق همراهان قصد مراجعت کردند. زمانی که به کرمانشاه رسیدند در منزل برادر خانمشان خدیجه سلطان، اقامت کردند. وی که حال ناخوش حاج محمدکاظم را دید اجازه حرکت به او نداد و برای مدت دو ماه از ایشان در منزل خودش مراقبت کرد . اما قضای الهی بر این بود که حاج محمدکاظم با این بیماری دارفانی را وداع گوید. بعد از فوت، تشییع جنازه مفصلی برای حاج محمدکاظم انجام شد و جنازه ایشان برای مدتی به عنوان امانت در یکی از امامزاده های کرمانشاه قرار داده شد و پس از مهیا شدن امکانات، پیکر ایشان به نجف حمل و پس از طواف در حرم امیرالمومنین (ع) در قبرستان وادی السلام نزدیک به مدفن حضرت هود و حضرت صالح و در کنار مزار پدرشان حاج محمد موسی، مادرشان فاطمه خانم، برادرشان حاج محمدعلی و همسر اولشان حاجیه مریم سلطان به خاک سپرده شد.
همسران و فرزندان حاج محمد کاظم قندی:
حاج محمدکاظم از همسر اول خود (مریم خانم متولد حدود سال ۱۲۴۰ خورشیدی) صاحب ۳ پسر و ۳ دختر می شود که به ترتیب عبارت بودند از صاحب سلطان خانم، حاج علی اصغر، حاج محمدصادق، سکینه سلطان خانم، ربابه سلطان خانم وحاج محمد ابراهیم.
مریم خانم (همسر حاج محمدکاظم) در سال ۱۲۷۷خورشیدی و در جوانی بیمار شده و درحالی که بزرگترین فرزندشان صاحب سلطان (متولد ۱۲۶۰ خورشیدی) هفده ساله، علی اصغر (متولد ۱۲۶۲ خورشیدی) پانزده ساله، محمد صادق (متولد ۱۲۶۵ خورشیدی) دوازده ساله، سکینه سلطان (متولد ۱۲۶۷ خورشیدی) ده ساله، ربابه سلطان (متولد ۱۲۷۰ خورشیدی) هفت ساله و کوچکترین فرزندشان محمد ابراهیم (متولد ۱۲۷۴ خورشیدی) فقط سه ساله بود، به رحمت خدا میروند.
تاریخ فوت مریم سلطان سال ۱۲۷۷ خورشیدی می باشد.
حاج محمد کاظم در موقع فوت همسرشان کمتر از چهل سال سن داشته و بیشتر کودکان وی هنوز خردسال بوده اند. لذا مدتی بعد از فوت مرحومه مریم خانم، ناچار از ازدواج مجدد می شود و با دختر جوانی که همراه مادر خود در همسایگی دیوار بدیوار منزلشان زندگی می نمود، ازدواج می نماید. متعاقبا جهت سهولت رفت و آمد، بین دو منزل ( منزل حاج محمد کاظم و منزل پدری همسر جدیدشان) در گذاشته میشود.
نام همسر دوم حاج محمدکاظم ” خدیجه سلطان” بود. خدیجه سلطان کوچکترین فرزند حاج غلامرضا نیک (معروف به کرمانشاهی) بود که در بازار به تجارت روغن اشتغال داشت و در آن موقع؛ فوت کرده بود.
حاج محمدکاظم در تاریخ ششم ذیقعده سال ۱۳۱۸ قمری برابر با ششم اسفند ماه سال ۱۲۷۹ خورشیدی با خدیجه سلطان ازدواج نمود. خانم خدیجه سلطان که نزد فرزندان و نوه هایشان به “عزیز جان” مشهوربودند حدود ۲۶ سال (آخر ۱۲۷۹ تا اوایل ۱۳۰۶ خورشیدی) با حاج محمدکاظم زندگی مشترک داشت. حاج محمدکاظم از ازدواج دوم خود نیز صاحب هفت فرزند (سه پسر و چهار دختر) شدند که به ترتیب عبارتند از طوبی خانم (متولد ۱۲۸۲ خورشیدی) ، حاج علی اکبر(متولد ۱۲۸۳ خورشیدی)، معصومه خانم (متولد ۱۲۸۵ خورشیدی) ، حاج عبدالله (متولد ۱۲۸۹ خورشیدی)، حاج اسدالله (متولد ۱۲۹۳ خورشیدی)، زهرا خانم (متولد ۱۲۹۸ خورشیدی) و محترم خانم ( متولد ۱۳۰۵ خورشیدی).
تاریخ فوت خدیجه سلطان یازدهم فروردین ۱۳۳۷ برابر با دهم ماه رمضان سال ۱۳۷۷ قمری می باشد.
سرنوشت دو منزل
منزل اصلی حاج محمد کاظم که پس از فوت ایشان، توسط حاج میرزا عبدالعلی تهرانی خریداری شده بود، سال ها محل درس و مجالس آیت الله بود و پس ازفوت ایشان مجالس حاج آقا مرتضی تهرانی (فرزندشان) نیز در آن محل برقرار بود . منزل پدری خانم خدیجه سلطان نیز پس از فوت ایشان توسط حاج عبدالله قندی (یکی از فرزندان وی) خریداری گردید و سالها محل زندگی و برگزاری مجالس روضه ایشان بود.
در حال حاضر نیز ظاهرا فردی عرب به نام حاج موسی، منزل حاج محمد کاظم قندی و منزل حاج عبدالله قندی را از صاحبان بعدی آنها خریداری نموده و آندو را تبدیل به یک موسسه فرهنگی (بنام موسسه امیری حسین علیه السلام) نموده و در آن، ضمن برپایی کلاس های آموزشی و فرهنگی برای جوانان ، در ایام اعیاد و عزاداری، مجالس مذهبی برقرار می نماید.
در حال حاضر کوچه بنام “بن بست تهرانی” است و هردو منزل هنوز به سبک و سیاق سابق خود باقی است. (اصولا آن محله همچنان دست نخورده و مانند قدیم باقی مانده است) .


اسناد قدیمی:
الف: دستخط حاج محمد کاظم تاجر طهرانی (قندی) داخل جلد کلام الله مجید در مورد نام و زمان تولد تعدادی از فرزندان و تعدادی از نوه های ایشان.
در حاشیه همین متن، صحت تعلق دستخط به ایشان، به تایید تعدادی ازعلما و آشنایان ایشان رسیده است و از ایشان، با نام “حاج محمد کاظم تاجر طهرانی” یاد شده است.


ب: سند ازدواج حاج محمد کاظم قندی فرزند مرحوم حاج محمد موسی تاجر طهرانی با خانم خدیجه سلطان فرزند مرحوم حاج غلامرضا نیک بتاریخ ششم ذیقعده ۱۳۱۸ قمری (مطابق با ششم اسفند ماه سال ۱۲۷۹ خورشیدی). این قباله با آب طلا و لاجورد رنگ آمیزی و تزئین شده است.





ج: وصیت نامه مرحوم حاج محمد کاظم تاجر طهرانی (قندی) که بتاریخ بیست وهشتم شهر محرم ۱۳۴۵ قمری مطابق با شانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۰۵ خورشیدی تنظیم شده است.

د: صورتمجلس تقسیم ماترک مرحوم حاج محمد کاظم طهرانی (قندی) بتاریخ ۱۳ ربیع الثانی سال ۱۳۴۶ قمری (مطابق با ۱۷ مهر ۱۳۰۶ خورشیدی) و صورت موجودی و طلب و بدهی حجره حاج محمد کاظم طهرانی پس از فوت ایشان، با حضور فرزندان ذکور و دو وصی ایشان (حاج محمد حسن تاجر قزوینی و حاج علیرضا تاجر طهرانی) بتاریخ ۲۸ ربیع الثانی سال ۱۳۴۶ قمری (مطابق با ۲ آبان سال ۱۳۰۶ خورشیدی)


یادگارهای قدیمی:

نوشته حک شده بر روی ظرف:
“عود حاجی محمد کاظم قندی طهرانی جهت خانه خود ۱۳۴۵ “
(سال، به هجری قمری است که برابر با ۱۳۰۵ خورشیدی است. این عود که نزد مرحومه حاجیه محترم قندی آخرین دختر حاج محمد کاظم قندی بوده، در حال حا ضر توسط دخترشان از آن نگهداری میگردد).

تسبیح مرحوم حاج محمد کاظم قندی که در حال حاضر، یکی از نوادگان ایشان از آن نگهداری مینماید.
- ( * ) سخنرانی آیت الله مجتهدی تهرانی برای طلاب مدرسه علمیه شان و اشاره ایشان به روش افطاری دادن حاج محمد کاظم قندی
خاطرات و مطالبی که در باره حاج محمد کاظم قندی و همچنین در باره فرزندان و نوادگان ایشان توسط اقوام محترم بیان شده است؛ در بخش “خاطرات” همین سایت ثبت گردیده و تحت نام ایشان قابل مشاهده است.
عکس های قدیمی:
مجموعه ای از عکسهای قدیمی خاندان حاج محمد موسی تاجر طهرانی در بخش “عکسهای قدیمی” همین سایت موجود است.
(سال ۱۳۰۳ در مراسم ازدواج حاج محمد تقی قناد تهرانی)



